آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین

ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من   ز ره

اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام

اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
meysam

salam dooste khoobam khoobi?salmatii?ishalah ke vardashte beshe ama chesham ab nemikhore.injoor chiza nemitoone jelo pishraft adamaro begiire.moafaghe pirooz bashi hamishe ya ali bye fl

محمدرضا

سلام. کجایی؟؟؟؟ چرا متن نمیذاری؟

maryam

mahsa joni kojae nisti? [نگران]